:: چــــــراغ راه ::

وصایای شهدای شهرستان فردوس

متن وصیت نامه شهید سید کاظم آقایى

متن وصیت نامه شهید سید کاظم آقایى

 

‏( بسم رب الشهداء و الصدیقین )

‏( و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون )  ‏یعنى :

( گمان نکنید آنهایى که در راه خدا کشته مى شوند ، مردگانند بلکه آنها زندگانند و در نزد پروردگارشان رزق و روزى مى خورند )   ‏در مسلخ عشق جز نکو را نکشند                       روبه صفتان زشت خو را نکشند   ‏اگر عاشق صادقى ز مردن مهراس                     مردار بود هر آن که تو را نکشند    ‏با درود فراوان به رهبر جهانى اسلام ، حضرت حجت بن الحسن المهدى (ع) ارواحنا فدا و نائب بر حقش امام خمینى ، رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران و حامى مستضعفان جهان و با سلام به شهداى صدر اسلام .

هم اکنون که خداوند این توفیق را نصیب من کرد تا بتوانم به سوى جبهه هاى نبرد بروم ، خیلى خوشحالم و امیدوارم که خداوند بزرگ گناهان این بنده حقیرش را ببخشد و بیامرزد.

هر انسان از آغازى که بدنیا مى آید ، براى یک هدف معین در روى دنیا زندگى مى کند و همانطور که خداوند انسان را مى آفریند ، همانطور انسان را مى خواهد و باید به سوى خدا برود و بالاخره یا مى میرد یا هم شهادت در راه خدا نصیبش مى شود، ولى از همه بهتر این است که انسان ، مرگ را شرفتمندانه انتخاب کند و مرگ ایشان ، شهادت در راه خدا باشد .

جبهه مکانى است که ، جز جنگ و شهادت و ایثار و از خودگذشتگى ، چیز دیگر نیست و بر هر فرد مسلمان که توانایى جبهه رفتن را دارد، باید برود و از اسلام و قرآن دفاع کند و به این دانشگاه خودسازى کشیده شود .

هدف من از آمدن به جبهه این است که راه شهیدان را ادامه دهم و من فقط به خاطر الله ، به این مکان عشق و ایثار و دانشگاه خودسازى پا نهاده ام و امیدوارم خداوند در این راه ، شهادت را نصیبم بفرماید و هدف من ، پاسخ به نداى ( هل من ناصر ) حسین (ع) مى باشد که شجاعانه با 72 تن از یاران باوفایش شهید شد و توانست اسلام را زنده نگه دارد .

و پیام من به شما ملت خدا جوى فردوس و روستاى سرند این است که امام را تنها نگذارید و با دشمنان اسلام به شدت رفتار کنید و آنها را از روى زمین براندازید و چنانچه خداوند مقام بزرگ شهادت را نصیب این بنده حقیر و کوچکش کرد ، امیدوارم همه شما در تشییع جنازه من و تمامى شهداء شرکت کنید و نگذارید ، ضد انقلابى در تشییع جنازه من شرکت کند و از این طریق به آمریکا و حامیانش بفهمانید که ملت ایران از جوان 14 ساله تا پیر هشتاد ساله ، همه جانشان را فداى اسلام مى کنند و در برابر دشمنان دین تا آخرین قطره خونشان و تا آخرین فشنگ خود با دشمنان اسلام مبارزه مى کنند .

و من از سایر برادران سپاه و بسیج و سایر ارگانهاى نظامى مى خواهم که حافظ خون شهدا باشند و خداوند تبارک و تعالى این اسلامى را که در دست شماست و از خون شهیدان به دستتان آمده است و این لباس مقدس پاسدارى را بر اندامتان کرده اند ، بر شما منت گذاشتند تا شما از حریم اسلام دفاع کنید و انسانیت را پاس دارید . این اسلحه وسیله اى است که به عنوان امانت در اختیار شماست و از طریق خون شهدا به دست آمده است که باید در جهت حفظ دستاوردهاى انقلاب اسلامى بکار رود .

شما همواره این را با خود زمزمه کنید که ملت شهیدپرور بر ما منت نهاد و پاسدارى خون شهیدان خود را به ما سپرد .

بیاد آورید احترامى را که امام امت براى شما قائل شد و درباره شما ، این کلمات نورانى را فرمودند :

(( اگر سپاه نبود ، کشور هم نبود . من دست شما را که دست خداى تعالى بالاى آن است مى بوسم و بر این بوسه افتخار مى کنم ))   ‏شما این ارزش و مقام خود را دریابید ولى موجب غرور و خود بینى در شما نشود که کارنامه عالى شما ، آلوده نگردد .

 

 

و من از شما ملت مسلمان فردوس بخصوص روستاى شرافتمند سرند مى خواهم ، که از رفتن فرزندان عزیز خود به جبهه جلوگیرى نکنید و آنها را با دل و جان و با توکل به خدا ، به سوى جبهه ها بفرستید .

اى جوانان ، مبادا در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد .

اى مادران ، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیرى کنید که فردا در محضر الهى مسئولید و جواب زینب را که تحمل 72 شهید را نمود ، نخواهید توانست بدهید . لذا این بنده حقیر که کوچکتر از آنم که در برابر شماها چیزى بگویم ، از شما مى خواهم که تا رفع فتنه از سرتاسر گیتى ، فرزندانتان را به جبهه تشویق کنید تا انشاء الله هر چه سریع تر راه بسته شده کربلا به روى تمامى مسلمین باز شود و همگى با سرافرازى تمام بروید کنار قبر اباعبدالله الحسین (ع) و از نزدیک قبر امام حسین را زیارت کنید و انشاء الله آنجا که رفتید به یاد تمامى شهداء بیفتید و از خداوند براى همه شهدا ، طلب آمرزش کنید .

ضمنا از تمامى خواهران حزب الله مى خواهم که حجاب اسلامى را کاملا رعایت کنید ، چرا که زینت حجاب از ایمان است . خواهرم سیاهى چادر تو، کوبنده تر از خون شهید است.

ضمنا براى پیروزى نهائى رزمندگان اسلام و نابودى کفر و سلامتى امام بزرگوارمان دعا کنید .

من از تمامى مربیان محترم و همکلاسیهایم مى خواهم که : اگر انشاء الله خداوند فیض بزرگ شهادت را نصیبم کرد ، مرا ببخشند و سنگر مدرسه را مثل سنگر جبهه گرم نگه دارند.

اما چند کلمه اى با پدر و مادرم :

پدر و مادر عزیز ، مى دانم وقتى که خبر ناگهانى شهادت فرزندتان را بشنوید ، ناراحت خواهید شد ، ولى من از شما مى خواهم افتخار کنید که شهادت نصیب من بشود و از شما طلب حلالیت مى طلبم و امیدوارم بدیها و ناراحتى هایى که از من مشاهده مى کردید ، دور بریزید و مرا حلال کنید و از خداوند بزرگ بخواهید تا گناهان مرا بیامرزد .

مادر جان مى دانم ، تو مادرى هستى داغدار و اگر خبر شهادتم را بشنوى ، ناراحت خواهید شد ولى امیدوارم ، اصلا اگر مى خواهید من خوشحال باشم ، قطره اشکى هم نریزید و اشکى هم بریزید به خاطر امام حسین باشد .

خوشا به حال مادرى که فرزندش را در راه انقلاب هدیه کند و خوشحال باشد و خوشا بحال فرزندى که مسئولیت شناس باشد و بداند براى چه به دنیا آمده و مى خواهد در دنیا چکار بکند و عاقبت در راه خدا ، به شهادت برسد .

مادر جان در شهادتم صبر زینب وار را پیشه خود کن که خداوند با صابرین است . مادر جان ، زحمتهایى که برایم کشیدى و مرا به اینجا رساندى، امیدوارم اندکى جبران کرده باشم . امیدوارم شما پدر و مادر عزیز مرا حلال کنید و از من راضى باشید . خداوند شما پدر زحمتکش و مادر رنجدیده را صبر عظیم عنایت بفرماید و امیدوارم خواهرانم وجیهه و ام البنین ، مرا ببخشند و در راه اسلام حرکت کنند و برادرم سعید آقا هم به خواست خدا ، شفا داده شود .

در پایان ازتمام اقوام و خویشان طلب حلالیت مى نمایم و امیدوارم مرا ببخشند .

ضمنا مقدارى نماز قرض داشتم ، امیدوارم مادر عزیزم بجاى بیاورد .

به امید باز شدن راه کربلا براى تمامى شما مسلمین جهان .

 

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

‏یا زیارت ، یا شهادت   ‏مورخه 02/10/65

 

‏کاظم آقایى - امضاء

تاریخ ارسال: 1389/09/28 ساعت 20:10 | نویسنده: ابراهیم حقیقی | چاپ مطلب 0 نظر