:: چــــــراغ راه ::

وصایای شهدای شهرستان فردوس

متن وصیت نامه شهید سید جواد پروانه جلیلى

متن وصیت نامه شهید سید جواد پروانه جلیلى

 

بسم الله الرحمن الرحیم

‏(( و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون )) 

             دوست دارم تشنه لب باشم به هنگام شهادت

                                                                                        جرعه اى نوشم ز دست ساقى کوثر بمیرم

 ‏با سلام به پیشگاه حضرت مهدى (عج ) و نایب بر حقش امام خمینى و با درود فراوان بروان پاک شهداى گرانقدر انقلاب اسلامى .

برادران و خواهران امروز روز جنگ است و مهمترین مساله اساسى کشور ، همین مساله مهم مى باشد . جنگى که آمریکاى جنایتکار به وسیله نوکرش صدام ، بر ملت مظلوم ایران تحمیل کرد و ما هستیم که باید در این موقع از زمان بطور جدى دفاع کنیم .

هم اکنون که من عازم جبهه هستم ، خیلى خوشحالم که لیاقت پیدا کردم که در این دانشگاه بزرگ شرکت کنم.

خداوندا تو همیشه همراه من بودى و این من بودم که در برابر تو کوتاهى کردم . خدایا چه بس گناهانى کردم که از روى نا آگاهى بوده و چه بس کارهایى کردم که مورد پسند تو قرار نگرفته .

معبودا ! اى جبار ، با قلبى سیاه و پر از گناه و با شورى مملو از عشق به تو و ائمه ات ، به تو پناه مى برم و نداى (( هل من مستغفر )) را سر مى دهم .

خدایا اگر خمینى قیام نمى کرد ، ما هم اکنون در چه وضعى قرارداشتیم ؟ اگر خمینى قیام نمى کرد و ما را از منجلاب فساد بیرون نمى آورد ، هم اکنون باید بهترین برنامه مان ، فیلم هاى سینمایى کذایى شرق و غرب بود، که همانا ما را هر چه بیشتر در دریاى فساد غوطه ور مى سازد .

کور شود چشم کسانى که مى گویند ، انقلاب براى ما چه کرده است ؛ مى بینید که جوانهائى که در پیش از انقلاب خونین 22 بهمن، غرق در فحشاء بودند ، هم اکنون قهرمانانه پیکار مى کنند علیه متجاوزین و مى بینید که کشورهایى که قصد داشتن  با بکار بردن محاصره اقتصادى انقلاب ما را سرنگون کنند ، چطور سرافکنده تقاضاى برقرارى رابطه اقتصادى با کشور اسلامى ما مى کنند . بدانید که اینها همه از ترسى است که نسبت به انقلاب ما دارند . مى دانند که یک زمانى خواهد بود که انقلاب بجایى خواهد رسید که آنها هم به وسیله امت خود از کاخهاى سلطنتى و ظلم و استبداد ، سرنگون خواهند شد .

و اما چند کلمه اى براى پدر و مادرم مى گویم :

غرق به خون گردید پیکرم اى مادر                     نشسته مهدى در سنگرم اى مادر          

‏اگر جوانت بند بگسلد از بندش                           نمى رود راهى بجز خداوندش

‏مرا خمینى خواند بجاى فرزندش                        که او حسین و من اکبرم اى مادر

‏تو خواستى تا من کرب و بلا بینم                        کنار آن قبر شش گوشه بنشینم

ولى بیا بنگر به خاک بالینم                                   خود حسین اینجاست در برم اى مادر  

‏اى مادرم ، اى پدرم ، من به حسین اقتدا کردم و در پشت سر  کسى قدم بر مى دارم که صحنه کربلا را در ایران بوجــــود آورد و به وسیله آن اسلام را زینتى دیگر بخشید . من در پشت ســــر کسى نماز عشق مى خوانم که نماز عشــــق را به فـــرزندان خود ، همچون عـــلى اکبر و على اصغر آموخت .

 

 

 

خدایا تو خود شاهدى که من فقط به راه امام حسین و شهیدانى همچون بهشتى ها ، رجائى ها ، باهنرها ، صبورى و میررضوى ها اقتدا کردم. معبودا هیچ چیزى گلوى تشنه مرا سیراب نمى کند ، جز شهادت و هیچ وقت از تو طلب نمى کنم و واقعا هم خجالت مى کشم که بگویم ، اى خدا مرگ مرا در راحتى و بسترم قرار ده . من در راه تو گام نهادم و عقیده ام بر آن است که تو بخشنده و آمرزیدگارى . از تو مى خواهم به هنگام ریختن خون گرمم در کربلاى ایران ، گناهان مرا ببخشى و مرا روسفید به آخرت بازگردانى .

اى پدر و مادرم ، این را بدانید تا جبهه هست ، جواد هست و تا جبهه نیست ، جواد نیست . زیرا که سرنوشت ما در این جنگ است و این جوانها هستند که باید فدا شوند و زمینه ساز حکومت حضرت مهدى براى نسلهاى آینده شوند .

اى مادرم ، و اى مادر کسانى که فرزندان شما در جبهه مى باشند ، به شما مى گویم ( چه شیرین بود خوابهایى که فرزندان شما در کوچکى، در بستر شمــــا مى کردند و شما تمام شب را بیدار مى بودید و همواره از من مواظبت مى کردید . هم اکنون عکس این مسئله براى من مطرح شده است .

اى مادرم و اى مادران ، شما راحت بخوابید و همانند ما خواب شیرین را پشت سر بگذرانید ، که من و امثال من بیدار مى مانیم و نمى گذاریم که متجاوزین به این میهن اسلامى ما هجوم آورند . خدایا در آن زمان خواب برایم شیرین بود ، هم اکنون بر این مادران فداکار و زینب گونه مان ، خواب را شیرین کن . 

‏و اما اى امت شهید پرور فردوس :

ازشما مى خواهم که بطور جدى جلوى شایعات را بگیرید و نگذارید که منافقین سفره خود را بر اثر همین شایعات ، بگسترانند و دیگر اینکه همیشه یار و پشتیبان روحانیت باشید و با آنهایى که با روحانیت مخالفت مى کنند ، به شدت مبارزه کنید . زیرا که این روحانیت و امام بود که ملت را بیدار کرد و اسلام را زنده کرد .

در پایان از تمام برادرانى که مدتى است با من آشنا هستند و برادران سپاه مى خواهم ، که اگر از من بدى دیدند ، ببخشند و مرا از الطاف کریمه خود بهره مند ساخته و ؟؟؟ (حلالم) کنند .

 

 

 

والسلام

 

‏امضاء شهید سید جواد پروانه

تاریخ ارسال: 1389/09/28 ساعت 20:08 | نویسنده: ابراهیم حقیقی | چاپ مطلب 0 نظر